امروز: / السبت 21-رمضان-1440 / Saturday 2019-May-25

مناسبت روز
پیام روز :

راه کارهای حفظ و تداوم انقلاب / قسمت اوّل

     آنچه در ادامه می خوانید گوشه ای از کتاب «انقلاب اسلامی و ریشه های آن» اثر علّامه حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله تعالی است.

     اگر انقلاب اسلامی ایران تداوم راه انبیاست (که هست) و اگر وعدۀ خداوند سبحان که فرمود: «کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی» و فرمود: «وَ لَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ»، قطعی است (که هست) ما هم در تداوم انقلاب اسلامی که تداوم راه انبیاء علیهم السّلام است، کوشا خواهیم بود و هم چشم امید به امدادهای غیبی خواهیم داشت، چنان که تاکنون این چنین بوده است.۱

     پس از آن که دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی تبیین و به آسیب های فراروی نظام اسلامی اشاره شد، این مسأله به میان خواهد آمد، برای این که بتوان این انقلاب را با تمام دستاوردهای آن حفظ کرد و آسیب های فراروی آن را پشت سر گذاشت چه باید کرد؟ در این جاست که سخن از وظایف سنگینی به میان می آید که بر دوش یکایک ما گذاشته شده است تا این انقلاب به مسیر خود ادامه دهد و از انحراف و سقوط مصون ماند. برای حفظ و تداوم نظام اسلامی باید چاره اندیشید و راهکارهای بقای آن را شناخت.

تکلیفی سنگین در برابر نعمتی بزرگ

     خداوند متعال، در قبال اعطای هر نعمتی، تکلیفی متناسب با آن برای بندگان مقرر فرموده است. بر اساس بینش الهی، سراسر عالم هستی، میدان انجام تکلیف و گذراندن امتحانات الهی است: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ» همو که مرگ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید.

     نعمت هایی که خداوند در این جهان به بندگان عطا می کند، وسیله ای برای آزمایش آنان است. هر اندازه که نعمت بیشتری در اختیار انسان قرار گیرد، ابزارهای آزمایشی نیز افزایش میابد و تکلیف سنگین تری متوجّه انسان می شود. البته گفتنی است آن آزمایش و تکلیف نیز نعمت دیگری به شمار می رود که زمینه تکامل انسان را فراهم می سازد. در صورتی که آزمایش و تکلیفی در کار نبود، هرگز انسان نمی توانست به سعادت ابدی دست یابد، زیرا پاداش اخروی و ابدی نتیجه تلاش هایی است که به عنوان ادای تکلیف و آزمایش انجام می گیرد.

     ملّت انقلابی ایران که در این دوران، از بزرگ ترین نعمت های الهی برخوردار گردیده است، بزرگ ترین تکلیف تاریخ را هم بر دوش دارد. مطالعه تاریخ نشان می دهد که نعمتی به عظمت پیروزی انقلاب اسلامی، در اختیار هیچ پیامبر، امام و مصلحی قرار نگرفته است. با توجّه به این وسعت و عظمت نعمت، عظمت تکلیف ملّت ایران نیز روشن می گردد. هرچند که پیروزی انقلاب اسلامی، در واقع، در حکم پیروزی اسلام است و بر اساس آن تکلیف بر گردن تمام مسلمانان می آید؛ لیکن بدیهی است که ایرانیان تکلیف ویژه ای در این مورد دارند، زیرا نقطه ای که نور، به طور مستقیم، بر آن می تابد، با نقطه ای که به طور غیرمستقیم در معرض نور است، تفاوت زیادی دارد. نور انقلاب به طور مستقیم به جامعه ی ایران تابید و دیگران نیز به طور غیرمستقیم از آن بهره بردند.

     بنابراین تکلیفی که در قبال پیروزی انقلاب اسلامی، متوجّه مردم ایران می شود، با سایر مسلمانان متفاوت است، تکلیف اقشار مختلف جامعه ایران نیز بایکدیگر تفاوت دارد. به عنوان نمونه، اگر عنصر فرهنگ، اساسی ترین عنصر اسلام تلقی شود، بزرگ ترین بعد پیروزی این انقلاب نیز بعد فرهنگی آن خواهد بود. از این رو، استفاده کنندگان اصلی این نعمت نیز، در درجه اول، اقشار فرهنگی جامعه خواهند بود که مصداق خارجی آنها، حوزه ها و دانشگاه هاهستند. بنابراین، وظیفه این اقشار، از اقشار دیگر جامعه بسیار سنگین تر است.

     خداوند متعال انتظار ندارد که به سبب اعطای نعمت ها، سودی عاید او شود. در دعای حضرت امام حسین علیه السّلام در روز عرفه، به این حقیقت اشاره شده است: الهی تقدس رضاک ان یکون له عله منک فکیف یکون له عله منی؛ خداوندا، خشنودی تو منزه تر از آن است که علتی از طرف تو داشته باشد. پس چگونه از طرف من تواند داشته باشد؟ خداوند با مشخص کردن تکالیفی برای انسان ها، زمینه ای برای گسترش رحمت خود فراهم کرده است. انقلاب اسلامی زمینه ای را فراهم ساخت تا در آن، به دست ملّت ایران، سایر انسان ها به رحمت های معنوی الهی دست یابند، زیرا نور و رحمت اسلام، اختصاص به ملّت و نژاد خاصی ندارد و این نور که از ذات اقدس الهی تابیده، برای بهره گرفتن تمام انسان ها در طول تاریخ است و هر انسانی حق بهره برداری از این نور را دارد. لیکن این حق برای تمام انسان ها تحقق پیدا نمی کند و طاغوتیان مانع رسیدن این نعمت به تمام انسان ها می شوند. مبارزه با طاغوت، برای این است که راه رسیدن به این نعمت و نور الهی فراهم گردد و موانع، از سر راه انسان ها برداشته شود. اما علاوه بر رفع موانع، باید به تقویت مقتضی نیز اندیشید و این نور الهی را به اقطار جهان رساند.به عبارت دیگر، آن کسانی که این نور را به طور مستقیم دریافت کرده اند، امانتی را در نزد خود دارند که باید به سایرین برسانند:

«إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» خدا به شما فرمان مى‏ دهد که امانت‏ ها را به صاحبان آنها رد کنید.

     امروزه، در روی این کره خاکی، هر انسانی در هر گوشه ای از این جهان و از هر نژاد، ملیت، مذهب و فرهنگی، حق استفاده از نور اسلام را دارد و ما امانتداری هستیم که باید این امانت را به دست صاحبان حق برسانیم. از این رو، باید برای ادای تکلیف نسبت به این انقلاب، راه های استمرار و بقای آن را شناخت و در این جهت گام برداشت.

مفهوم « استمرار انقلاب »

     سه برداشت در زمینه ی استمرار انقلاب وجود دارد که دو قسم آن مورد قبول می باشد. طبق نخستین برداشت قابل قبول، نباید به محض وقوع انقلاب، مردم وظیفه ی خود را پایان افتاده قلمداد کنند؛ بلکه بعد از پیروزی نظامی و سیاسی باید حالت بسیج و آمادگی مردم همچنان حفظ و تقویت شود تا به وسیله ی آنان، جمیع مفاسد، کمبودها، و نارسایی ها اصلاح و رفع گردد و انقلاب به سرمنزل مقصود برسد.

     بر اساس دومین برداشت قابل قبول از معنای «استمرار انقلاب»، کسانی که با ایجاد انقلاب، دچار زیان شده اند، در صدد برخواهند آمد تا نظام را به هر طریق ممکن، از درون فرو پاشند و در این مسیر پس از ناامیدی از گمراه ساختن کسانی که در انقلاب نقش ایفا کرده اند، به سراغ نسل های بعد رفته، از طریق انجام فعالیت های فرهنگی و فکری، زمینه گمراهی آنان را فراهم می سازند تا از شمار طرفداران انقلاب کاسته شود. از این رو، بر همه مردم واجب است که از این دسیسه ها غفلت نورزند و اجازه ندهند تا آثار و نتایج زیان بار این فعالیت دامنگیر جامعه و انقلاب شود.

     مطابق سومین برداشت از معنای استمرار انقلاب، که غیر قابل قبول می باشد، رهبران و زمامداران هر انقلابی، پس از آنکه نظام سابق را سرنگون ساختند و خود بر اریکه ی قدرت تکیه زدند، اهتمامشان همه مصروف حفظ وضع موجود می شود، روحیه ی انقلابیشان به روحیه ی محافظه کاری جای می سپرد و عزمشان بر ایجاد دگرگونی های اساسی، کلی و فراگیر سستی می پذیرد. اهداف و مقاصد انقلاب، آهسته آهسته فراموش می شود و انقلابیون دیروز و حاکمان امروز، کسانی را که هنوز شور و گرمای انقلاب را در دل و جان دارند، به تندروی، خیال پردازی، آرمان گرایی غیر واقع بینانه و عدم توجّه به مسایل و مشکلات موجود و محدودیت هایی که نهاد حکومت و سیاست در میدان تغییر اجتماعی دارد، متهم می کنند و به این ترتیب، پا جای پای نظام سابق می گذارند و حتی مرتکب همان ستم ها و بیدادگری هایی می شوند که مظالم و مطاعن همان نظام محسوب می شود. خلاصه آن که، انقلاب با تبدیل به نظام انقلابی به تدریج از جنبش و پویایی می افتد و حتی ضد انقلاب می شود. از این رو، به یک انقلاب جدید حاجت می افتد و این انقلاب جدید، دیر، یا زود، پدید می آید، حاکمان کنونی را از سریر قدرت به زیر می کشد و نظام انقلبی جدیدی بر سر کار می آورد. اما باید دانست که پشتوانه این نظریه، اصل دیالکتیک است که ارزش و اعتباری ندارد و با برهان قابل پاسخ گویی است که در درس های نخستین این کتاب، به برخی از آن ها اشارتی رفت. بنابراین، نمی توان نتیجه گرفت که پس از گذشت مدتی از عمر هر انقلاب حتما می بایست انقلاب دیگری رخ دهد؛ بلکه مدیران جامعه می توانند به اصول انقلاب، وفادار باشند و دستاوردهای آن را حفظ کرده بر رشد و تعالی آن بیفزایند.

راه کارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی

     جهت حفظ و بقای انقلاب اسلامی راه کارهایی وجود دارد که باید مورد توجّه حامیان انقلاب قرار گیرد و غفلتی در این زمینه صورت نگیرد. برخی از این کارها عبارتند از:

الف – تحکیم باورها و ارزش های اسلامی

la tahenoo

     همان گونه که خداوند متعال پیامبر خویش را از یک سو، با نصرت و مددهای غیبی خود و از سوی دیگر، به وسیله مؤمنان به پیروزی رساند، در این عصر نیز امام خمینی رحمه الله را، از یک سو، با مددهای غیبی، نصرت الهی و عوامل روحی و معنوی و از سوی دیگر، به دست ملّت مسلمانی که ایمان واقعی به اسلام و انقلاب داشتند و طالب رضایت خداوند و برقراری حکومت عدل اسلامی به دست امام زمان بودند، تقویت و تأیید فرمود. مادامی که این ایمان، و نه اظهار ایمان، باقی باشد، به انقلاب هیچ گزندی نخواهد رسید.

     بنابراین، در صورتی که ملّت ایران، پایه های ایمان خود را محکم و عقاید بر حقّ خود را تقویت کند، هرگز تحت تأثیر تبلیغات سوء واقع نخواهد شد و به خود سستی راه نخواهد داد: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» و اگر مؤمنید، سستى مکنید و غمگین مشوید، چرا که شما برترید.

     در درجه ی بعد باید تلاش کرد که این ایمان را با عمل صالح آبیاری کرد تا همچنان پابرجا باقی بماند.از این رو در بسیاری از آیات قرآن کریم، خداوند متعال ایمان را در کنار عمل صالح ذکر فرموده است.۲ در درجه ی بعد نیز باید روابط با دوستان و خودی ها را، که سمبل ایمان و عشق به ولایت است، تقویت کرد و از نفوذ غیر خودی ها جلوگیری کرد، چرا که رابطه با آنان موجب قطع رابطه با خداوند خواهد گردید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَتَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» اى کسانى که ایمان آورده‏اید، یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آن ها را به دوستى گیرد، از آنان خواهد بود.

     حاصل آن که، پاسداری از آرمان های اسلامی، یکی از ضمانت های حفظ نظام جمهوری اسلامی است. در صورتی که این اهداف به فراموشی سپرده نشوند و در عمل نیز به اجرا درآیند، خداوند متعال، همان گونه که در ایجاد انقلاب، مردم را یاری رساند، در بقای آن نیز چتر حمایت خود را بر سر آنان نگه خواهد داشت. تقویت اعتقاد به ولایت فقیه در میان جوانان و زدودن شبهات پیرامون آن، از وظایف خطیری است که در جهت پاسداری از آرمان های اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است، به ویژه آن که نوک پیکان حملات دشمن بر همین نقطه نشانه رفته است.

     راه کار عملی مبارزه با انحرافاتی از این قبیل این است که مردم از نظر فکری و شناخت اسلامی آنچنان تقویت شوند که افکار انحرافی در آن ها اثر نگذارد و جنبه ی آگاهی دینی به طوری قوی باشند که تحت تأثیر شبهات واقع نشوند، و بالاتر، شبهه ها را هم پاسخ گویند و اسلام صحیح را بشناسند تا مخالفان مکتب نتوانند افکار غیر اسلامی را به جای اسلام به آنها تحویل دهند. بنابراین برای حفظ ماهیت نظام که همان اسلامی بودن آن است، باید احکام و مبانی اسلامی را در جامعه ترویج کرد.

     بدیهی است که روحانیت می تواند نقشی اساسی در این زمینه ایفا نماید، چرا که اسلام، دین خاتم انبیا، کامل ترین مکتب و جامع تمام راه کارهایی است که انسان برای قرب خداوند به آن ها نیاز دارد، و سعادت دنیا و آخرت او، تنها با پایبندی به این شریعت جاوید و آسمانی میسّر می شود. از سوی دیگر، برای شناسایی درست و دقیق اسلام و احکام و معارف آن، می باید به کتاب خدا و سنّت معصومان علیهم السّلام مراجعه کرد. این امر عظیم و ظریف از عهده هر کسی برنمی آید، و شاهد این مدّعا، تمام بدعت ها و افراط ها و تفریط ها و انحرافاتی است که از صدر اسلام تا کنون، و به نام قرآن و اسلام صورت پذیرفته است. از این روی برای آن که اسلام بتواند نقش خویش را در سعادت انسان به نحو کامل ایفا کند باید کسانی باشند که راه شناخت واقعی آن را بدانند.امّا تنها راه شناخت اسلام واقعی در زمان فقدان ائمّه اطهار علیهم السّلام و غیبت امام عصر عبارت است از تحقیق درست در کتاب و سنت با به کارگیری ادله قطعی عقلی؛ چرا که در این دوران، دسترسی به امام معصوم علیه السّلام عادتا میسور نیست.

     بر این اساس برای یافتن حقیقت تعالیم و معارف وحی می باید به کمک شیوه ها و براهین قطعی عقلی به کتاب و عترت مراجعه کرد و علوم و مواریث اهل بیت علیهم السّلام را به دست آورد، و این کار، تنها به دست متخصّصان سخت کوش و با تقوای علوم دین صورت می گیرد و در اختیار همه مردم نهاده و تبلیغ می شود؛ یعنی در واقع فقیهان و عالمان راستین دین هستند که با بهره گیری از علوم عقلی و نقلی، روایات و احادیث معتبر، معارف و احکام دین را از منابع و معادن آن برمی آورند و به تعلیم و تبیین و نشر آن ها می پردازند. بنابراین، بقا و پویایی اسلام، در گرو وجود فقیهان پرهیزکار و روحانیون تقواپیشه ای است که جسم و جان خود را وقف دین خدا ساخته و ادامه راه پیامبران و امامان معصوم علیهم السّلام را بر عهده گرفته اند.

… ادامه دارد.

پی نوشت:

۱-جوادی آملی، عبدالله، بنیان مرصوص امام خمینی رحمه الله در بیان و بنان آیت الله جوادی آملی، ص ۳۶۴٫

۲-.بقره (۲)، ۲۵، ۸۲ و ۲۷۷؛ آل عمران (۳)، ۵۷؛ نساء (۴)، ۵۷، ۱۲۲ و ۱۷۳؛ مائده (۵)، ۹ و ۹۳؛ اعراف (۷)، ۴۲؛ یونس (۱۰)، ۴ و ۹؛ هود (۱۱)، ۲۳؛ رعد (۱۳)، ۲۹؛ ابراهیم (۱۴)، ۲۳؛ کهف (۱۸)، ۲، ۳۰ و ۱۰۷؛ مریم (۱۹)، ۹۶؛ طه (۲۰)، ۷۵ و انبیاء (۲۱)، ۹۴٫

پرتال فرهنگی راسخون

پایگاه اطّلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به هیئت رزمندگان اسلام استان اصفهان میباشد .

قالب وردپرسقالب وردپرس